فروشگاه آنلاین

جاوا وب

تبادل لینک

هومنم دوستت دارم عاشقانه ترین وبلاگ پریا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا








عاشقانه ترین وبلاگ پریا

تلنگر م? زند امشب

کس? بر سقف ا?ن خانه

تو?? باران ؟

تو ا? مهمان ناخوانده

بزن باران !

تو هم زخم? بزن

بر زخم ا?ن خانه .…

بزن آهنگ ز?با?ت

صدا? چک چک سازت

م?ان کاسه ? خال?

شکنجه م? کند امشب

من تنها? زندان? .…

تو ا? باران

از ا?ن و?رانه دل بگذر

?ق?ن ب?رون ا?ن خانه

هزاران دل ، هوا? عاشق? دارند...


نوشته شده در دوشنبه 94/4/8ساعت 1:18 صبح توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

کجای زندگیمی تو  ؟؟

که من میگردم و 

تو نیستی.............



نوشته شده در پنج شنبه 94/4/4ساعت 11:15 صبح توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

بی تو مهتاب شبی را همگان میدانند

همگان شعر دو چشمان تو را میخوانند

تو که از کوچه غمگین دلم میگذری

تو که از راز دلم با خبری

تو چرا رسم وفایت گم شد

برق چشمان سیاهت گم شد

با توام ای مه مهتاب شبان

با تو ای زلف پریشان جهان

بی تو صد خاطره ام گریان است

بی تو اشکم شاعر باران است

بی تو دیگر نفسم بند امد

بی تو جوی دل من خشکیده ست

بی تو مهتاب نهان است ز ابر

ابر غم باریده ست

با تو گفتم با شرم با تو گفتم از دل 

با تو از قصه عشقم گفتم و تو در اوج سکوت

با نگاهی پر تردید و خمود گفتی

از عشق حذر 


نوشته شده در سه شنبه 94/4/2ساعت 10:16 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

گر زخمهای من درد تـــو را دوا می کند ،
باکی نیست !
ضربه ها را محکمتر بزن رفیق !
قولمان همیشه یادم هست.. ما تا آخر با هم رفیقیم....

نوشته شده در پنج شنبه 91/10/14ساعت 9:7 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

درتنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم 
 

در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم

در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم

 در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی

ایستادم و آرام گریه کردم

ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را

قربانی کردم...

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


نوشته شده در پنج شنبه 91/10/14ساعت 8:53 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

سهراب : گفتی چشمها را باید شست !

شستم ولی…..

گفتی جور دیگر باید دید!

دیدم ولی…..

گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی…..

او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت :

دیوانه باران زده...

پس من هم به دنبال تنهایی خویش میروم...

فقط کاش میدانستم که...

تا کی تنهایم...


نوشته شده در دوشنبه 91/10/11ساعت 12:19 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |


نوشته شده در دوشنبه 91/10/11ساعت 12:16 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

برایم این معما حل نخواهد شد , خداحافظ برایت حرف زیباییست .

نمی خواهم بدانی در دل این خسته ی عشقت چه غوغاییست ؟

ویا من زیر آوار غمت رفتن چه خواهم شد ؟

برو زیبا .. برو تنها ..

میان نامه هایت می نوشتی زندگی زیباست !!! و من هم زندگی را در تو می دیدم !!!

برو استاد خوبیها ..

به من درس وفا دادی , خیالی نیست .

درد بی تو بودن را تحمل بهترین راه است ...

ومن هم خوب فهمیدم :

وفا ..  یعنی  .. خداحافظ  ... 

 


نوشته شده در دوشنبه 91/10/11ساعت 12:8 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

درد دارد !
وقــتـی می رود ..
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ...

و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی
که هــرشـب
بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد !!


نوشته شده در سه شنبه 91/9/7ساعت 7:1 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

روز مرگم هر که را شیون کند از دورو برم دور کنید

  همه را مست و خراب از می انگور کنید

    مرد غسال مرا سیر؛ شرابش بدهید

      مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

        بر مزارم مگذارید بیاید واعظ 

          پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

            جای تلقین به بالای سرم دف بزنید

               شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

                  روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید

                     اندرون دل من یک قلمه تاک زنید

                         روی قبرم بنویسید وفادار برفت

                            آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت


نوشته شده در سه شنبه 91/9/7ساعت 6:53 عصر توسط پری نسیم نظرات ( ) | |

قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت
هومنم دوستت دارم


<

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس